January 2008
20 posts
در بیان واژه ی تنهایی →
در بیان واژه ی تنهایی باید حرف بسیار زد٬ چرا که “تنهایی” واژه ای عمومی نیست و در خواص نیز می شود تجربه ها و نظر های خاصی درباره ی آن یافت. پس ما نیازمند نظر های قطعی و کامل در این باب نیستیم . نوشته ای که در زیر می خوانید تنها برداشت های شخصی و گاها تعمیم هایی پر خطا از “تنهایی” است.
* “تنهایی” را می شود به دو صورت مختلف بیان کرد٬ “تنهایی” که...
یک روز بسیار بسیار دوست داشتنی →
می خواهم شروع کنم آغازی را که پایانی برایش قائل نیستم٬ می خواهم تصویر دیروز ذهنم گوشه ی این زندگی جایش را باز کند و آرام آرام این لحظات رشد کنند. چرا بی راه می گویم؟ چهارده ساعت است که تمام وجودم پر از یاد خنده های زیبای اوست. چهارده ساعت می شود که در هجوم لحظات دل نشین گوشه پارک در تنهایی ام له می شوم. دلم می خواهد ثبتش کنم تا آنجا که می توانم ٬ می خواهم در گوشه ذهنم اتاقی برایش باز کنم تا...
آزادمردان اینگونه اند... →
مردی به حجب و حیا نیست. مردانگی محرومیت نیست. آزادگی اسارت نیست.
کسی که خود را محروم از نعمتها کند بلاشک دیوانه است.
آزاده کسی است که به سخن دل خود گوش دهد. آزاده سخنان دیگران را مزه مزه نمی کند و اگز به آنها ایمان نداشت به آنها عمل نمی کند.
باهوش ترین افراد کسیست که از وقت خود بهترین استفاده را کند و بهترین استفاده از وقت بی شک انجام کاری است که بیشتر از همه انجام آن را دوست دارد.
برای...
گندابه از این گند تر که گندی نیست در حین اینکه فکر... →
اگه من بگم امشب گذشت بی خیال من می شی؟ آخه من نمی فهمم چرا درک نمی کنی من حق خوش بختی دارم؟ خوب مرحله ۱ خراب شد به درک٬ مهم اینه که مرحله ۲ خوب شم٬ قول می دم اگه مرحله ٬۲ ۵ تا سوال کامل بنویسم همه چیز روبراه می شه واسه باشگاه رفتن و طلا احتمالا…
آخه لعنتی یک مشکل برداشتی هم داره ٬ از صبح که خونه موندم و پیچیوندم مدرسه را دارمم فکر می کنم خوب عشق هست٬ زندگی هست و خلاصه گل و بوته ی...
نگار من شو ای نگار... →
بگو بگو … که چه کارت کنم ٬ بگو…
که چکارش کنم دل شوره ی مرگ آور این شبانه ی تاریک را٬ چه بر سرش آورم تا خموشی کند ایامی را٬ مگر اکنون روزگار دل سپاری و دل دادگی است که دلم مدام فنای حضور کسی می شود٬ مگر این تناوب وجودی خاموشی پذیر است تا با او به جنگ در آیم. مگر رستاخیز قله های فلاکت در حین تناوب پایان پذیرند؟
چاره ای جز نبرد نیست پس می جنگم٬ هر چند کور سویه ی امیدی دارم. می رود و...
Link →
یه جا خوندم که یه انگلیسی شیء کوچک و کم ارزشی را گم می کنه هر چه می گرده پیداش نمی کنه و خلاصه ذهنشو مشغول می کنه ، بالاخره از روي اجبار يه شيء گرون قيمت مي اندازه تو خيابون و مي گه حالا كه قراره ذهنم مشغول باشه بهتره كه به چيز با ارزش مشغول بشه .
بازهم يكجا خواندم كه مي گفت فرضا اگر زمين از محور خود خارج شود و بره يه جا درب داغون شه ! مرگ ما اندازه ي ويز ويز يه پشه ي كنارگوشمون هم توي اين...
قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می کنند →
دیوان حافظ بلاشک گنجینه ایست بی نظیر که نمی توان آنرا اثری ادبی نامید چون فرای اینهاست… اولین عطری که با گشودن آن مشام شما را پر می کند رایحه عشق است و اولین تصویری که در ذهنتان مجسم می شود چهره معشوق…
با وجود چنین کتاب ارزشمندی فکر می کنم نوشتن تفسیری بر قرآن کریم برای هر عالم فرزانه ای کاری عبث جلوه کند…
خدا را شاکرم که تنها جلوه ای از بزرگترین مخلوقش یعنی عشق را در کلمات...
Link →
آقا نوکرتم اساسی.با اینکه از همه نوع آدم عزادار داری از شیعه گرفته تا مسیحی و یهود و … بازم غریبی…
محرم →
مطمئنا مطالب و نثرهای تاریخی پیرامون محرم و به ویژه عاشورا و تاسوعا محدود هستند . اما خب به خاطره عظمت واقعه شاید با فکر و اندیشه در باره ی این واقعه بتوان هر ساله مطالبه جدیدی از این اتفاق بزرگ استخراج کرد اما اين ها هم محدود هستند …
هر ساله کتابی قطور شاید در حدود هزاران برگ توسط مداحان عزیز ، چاپ مي شود كه مطالب جديدي را ارائه مي كند …
نمي دانم …
شیوه معشوقگی →
اشک چشمم برکه ای جاری بود
کار من در عاشقی زاری بود
می سرایم تا که دل راضی شود
بر دل سنگین من باری بود
درد من کم نیست پس آسان مگیر
زخم عشقت بر دلم کاری بود
عاشقان از خود نمی گویند چون...
منتقم آل محمد(ص) بیا ... →
آقا جان تسلیت. “اللهم عجل لولیک الفرج” آمین…
... →
نوبت وصل و لقاست…
نجابت →
غرایزت رو بکش تا بهت بگن نجیب … به این میگن جامعه ی سالم !!
تاریکی →
دلتنگی امانم نمی دهد. تنم رنجور نیست٬ گاهی شاداب است گاهی تهی٬ تهی نه از آن نوع که شنیده ای بیشتر تهی از فکرم ٬ تهی از جهتی که بسوی آن به آرامی دوان شوم و آغوشم کشد( نه از آن جنس آغوش دوست داشتنی آر برای من٬ آغوشی که قرار است نهایتم باشد). پوستم کشیده و جوش جوشی است و رنگ و رویش تعریفی ندارد انگار این صورتک خیالی حرفی برای زدن دارد که چشمانم امانش نمی دهد تا دیده ام را به حمله جانانه ی معنا در بر...
ترسی که برادر مرگ باشد... →
از دو چیز بترس: اول از دیوانگی شب تحویل پروژه/ امتحان(به ویژه وقتی لاش رو هم باز نکردی)، دوم از خدا. البته ترس از دومی به اندازه ی اولی واجب نیست! ترس برادر مرگ است. ما هم اکنون آغاز کرده ایم…!
سیاست بی ناموس →
بی نظیر بوتو هم ترور شد… مثل خیلی های دیگه که عروسک بودند دست خیمه شب باز ولی عمرشونو کرده بودن. یا شایدم مثل قهرمانای ملی که دشمنای همیشگی خوش ندارن زنده ببیننشون. من نمی دونم. انتخاب با شماست.
می گن کار القائده بوده. یکی گفت : نه بابا! القائده سیخی چنده؟ کار کار امریکاس… گفتم : آخه مرد مومن مهره خودی بوده! گفت : نه … عمرشو کرده بوده.
یکی گفت...
__شعر →
دلبرم به خواب آمدو بس پریشانم کرد
دلبرم پرده ز رخسار کشیدو بیتابم کرد
هر چه در خردم آمده بود داد به باد
دلبرم با نظری مجنون و شیدایم کرد
ساقیا پیمانه ای ده که به کوی جانان بردم
دلبرم باره دگر این دل پیر جوان خواهد کرد
به بادافره...
درد →
آدما دردشون میگیره میگن آخ ! رپرا (قبلا گفتم رپر به کی میگن) هم دردشون میگره میخونن ….. ولی همه مثل یه مریض روانی بهشون نگاه میکنن ….
همون دلقکی که توی سیرکش (تلویزیون) آهنگ هیپ هاپ سندی رو مسخره کرد ، آهنگ دارو رو توی همون آهنگ گوش داده ؟! …. حداقل شما گوش بدید …
cpu usage full 100% →
نمی دونم چقدر واستون پیش اومده.. برای من که زیاد پیش می اومد اون وقتا که کامپیوتر داشتم. چون هاردم همیشه کم بود. همیشه هم پرش می کردم از اطلاعات و فایل و…هر چند روز یه بار این پایین صفحه ارور می داد که :cpu usage full 100%.
حالا هم زیاد از این ارور ها دارم. تقریبا هر لحظه. ولی چون دیگه کامپیوتر ندارم اومده سراغ خودم. بهم می گه : اطلاعات...
: →
بهترین و موثر ترین درمان نگرانی ، هراس ، اضطراب و دلهره اعتقاد قوي مذهبي است …
ويليام جيمز …