December 2008
20 posts
آرزو →
با توجه به خانواده ی ۴ نفری و مدرسه ی ٢٠٠ نفری و شهری که شب ها ٧ میلیون نفر و صبح ها حدود ٩٠٠٠٠٠٠ و جهانی که شاید چندین میلیارد جمعیت دارد و قوانینی که نیوتن و آلبرت و … کشف کرده اند مبنی بر…
مرگ بر اسراییل →
وقتی همه ی بستگی هایت به دنیا را له می کنند. وقتی توان لذت بردن را از تو می گیرند. وقتی جا نداری که غذایی درونش درست کنی و جایی برای خوردنش و چیزی برای درست کردن هم… آنوقت آن بیچاره ایمانی خواهد…
Link →
~42
چشمِ چَپَم کور بود ، پایِ راستم می لَنگید ، بارِ اَنار می بُردم ، تَنها ، تَنها … هوشیار نبودید . ساده بودم .
Link →
~41
من تنها دو بار یکی از دوستانم رو گوشه ی حیاتِ مدرسه تنها گذاشتم و از این بابت بسیار ناراحتم . بارِ اول که برگشتم سرش رو چرخوند به دیوار و آروم و بغض گرفته جمله ای گفت که…
خنده دار است وقتی ... →
من مغز خر نخوردم که آخه !!!
این و چرا اون شب تو به هم واضح نگفتی ای آقایی که شب یلدا زنگ زدم خونتون !؟ هرچند خودت گفتی که خودت مغز خر نخوردی ، اما نگفتی منم نخورم ! تا حالا کسی مغز یا جای دیگه…
یلدا →
درون من نیز جنگ روز و شب به راه افتاده است گویا… سکونی در کار نیست آیا؟
نبش قبر →
اینکه خاطرات دفن شده که سنگ قبرشان را هم مدت ها پیش انداخته ایم و اکنون خاک حتی روی سنگ را هم پوشانده و این قبر در دور افتاده ترین قسمت یک کلیسای فراموش شده که شاید سالی یکبار پیرمرد رهگذر ارمنی با…
Link →
~40
با این حالِ داغونِ رویاها و آرزوها ، ادامه ی حیات در حاله ای از الهام قرار دارد .
باطری لووووووووووو →
نمونه ی یه آدم باطری لووووووووووو شده اینجا پشت پی سی نشسته در حالی که بوب بوب انرجی می کنه …
١: منتظر چی نشسته ؟
٢: باید پاشه برقصه !
افسانه →
شاید اینقدر که دوست دارم دوباره تو را ببینم ، دوست ندارم زنده باشم …
اینکه شب ها قبل خواب ، ناگهان ظهر می شود و من سوار ماشین در حالی که باد به من می خورد و ضربان قلبم بالا می رود از…
Link →
سال ها بعد جای این چادر- حجاب توصیه شده فرض کنیم- شالی بر سر خواهد ماند و جای نام همسر در شناسنامه اسپورت شکلاتی… واقعن می شود در این فرهنگ هویت از دست داده کودکی پرورش داد…
Link →
کاش لااقل عابری زاهدی سالکی شاکری عارفی عاشقی فارغی غامضی شاهدی عالمی ناصری لایقی رافعی فاعلی٬ چیزی بودم نه این مقتول مشکوک مربوع محدود مشروط مخذول مفعول…
Link →
تمام زندگیم فدای نفحه ای چنان امشب…
شروش →
می دونی شورش کی در می یاد ؟!
وقتی رو کتابای گاج و قلم چی عکس دکتر حسابی و اینشتین رو می زنن …
Link →
~39
و یک آهنگ که یکی می خواند
” یک بار در یک دِسامبر ” …
یغولش و یمرگ رس →
می ترسم امسال هم مثل سال های دیگه تموم شه و من دوباره سرم شلوغ تر بشه که حسرت بخورم بگم چرا پارسال کارهایی که می خواستی و نکردی … و البته این قانون زندگی … باید قانون شکن شد تا موفق شد …
Link →
~38
آن روز صبح خیلی خوشحال بودم ، گردوها همه دُرُسته در می آمدند ، از پوسته ی سالم .
آمنو آمنو ...........دُریییییییییییییییمه →
این آهنگ های حماسی خیلی جالبند ، الان اونقدر انرژی و شور دارم که می تونم با شمشیر یه لشکر و از پا دربیارم … اصلا پوستم کش اومده از بس توش ورج وورجه می شه !„
Link →
لعنت به این من که من شدم! هیچ کسی مقصرش نیست!
آرامش →
آدمی که به آرامش برسد شاید به هدف آفرینش خود رسیده است …